تبليغاتX
روزهای بی خاطره - فاصله
به نام یگانه هستی بخش
 فاصله


 من ميگم منو شكستن
چشم فانوسمو بستن
تو ميگي خدا بزرگه ماهو ميده به شب من
من ميگم آخه دلم بود اون كه افتاده به خاكه
تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال و پاكه
اينه كه  فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد
 يكيمون بهار سرخوش
يكيمون پاييز پر درد
من ميگم فاصله مرگه بين دستاي تو تا من
 تو ميگي زندگي اينه حاصل عشق تو با من
من ميگم حالا  بسوزم  يا كه با غصه  بسازم
تو ميگي فرقي نداره من كه چيزي نميبازم
من ميگم اينجا رو باختي عمري كه رفته نمياد
تو ميگي قصه همين بود تو يه برگي توي اين باد


شعر فاصله از دانش

 


 

|+| نوشته شده توسط محسن رضایی فر در چهارشنبه بیستم تیر 1386
 
 
بالا